تبليغاتX
 پرواز تا بی نهایت
 

مناجات

 

     

خداي من!

كوله بارم اگر چه از توشه راه تهي است، انباشته

از توكل كه هست.

 

خدايا!

اگر معصيت من، ميان من و تو حجاب مي شود،

اعتقاد به كرم تو پرده مي دراند و ديوار مي شكند.

 

خدايا!

در زير بار سنگين گناه، دلخوشيم به دستهاي مهربان

 توست.

 

خدايا!

 آنچه را كه بر من بخشيده اي باز پس مگير.

نعمتهاي تو را نه فقط قدر نمي دانم و سپاس

نمي گذارم كه حتي نمي شناسم.

 

خدایا!

من استحقاق اين همه كرم ندارم، اما تو كه از

ازل به استحقاق ننگريسته اي، ما را براي

اين همه كه تو بخشيده اي چه

حقي بر تو بوده است؟

خدايا!

نکند رازي را كه خود نهان داشته اي برملا كني.

 

خدايا!

قبل از آنكه طوفان خشم تو حجاب از گناهان

من كنار زند تو خود همه را ببخش.

 

خدايا!

براي آنكه نزد تو آيم در جستجوي شفيعي بودم،

واسطه اي مي جستم تا مرا به حضورت بپذيري،

 ميانجي طلب مي كردم تا مرا از درت نراني.

و

خدايا! مهربان تر از تو نيافتم.

چه كس اين گناه مجسم را در پيش تو

ميانجيگري خواهد كرد؟!

چه كس اين عصيان محض را واسطه خواهد شد؟!

چه كس شفاعت نافرماني يك عمر خواهد كرد؟!

از خوان تو با نعيم تر چيست

و زحضرت تو كريم تر كيست.

 

خدايا!

براي آمدن به نزد تو هم تو را شفيع قرار مي دهم.

 

خدايا!

از آفتاب تو به سايه تو پناه آورده ام.

 

خدايا!

من بال طمع، متواضعانه بر پاي احسان تو پهن

كرده ام.

 

خدايا!

كبوتر دل به ياد گردش به دور بارگاه تو مي تپد.

 

خدايا!

اين چشم بهانه تو را مي گيرد و اشك مي ريزد.

.

.

خدايا!

با من آن كن كه تو شايسته آني از آمرزش

 و بخشش و رحمت و نه آنكه من سزاوار

آنم از عذاب و مجازات و نقمت،

بحق رحمتت اي هر چه جوي

 لطف از چشمه جود تو.

 

                                         سيد مهدي شجاعي


 

نوشته شده توسط یه آسمونی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 11:40 موضوع | لینک ثابت


نیمه شعبان

سلام بر تو هنگامی که

قیام نمایی

سلام بر تو هنگامی که

بنشینی

سلام بر تو هنگامی که

بخوانی و بیان کنی

سلام بر تو هنگامی که

نماز گذاری و عبادت کنی

سلام بر تو هنگامی که

رکوع و سجود کنی

سلام بر تو هنگامی که

تهلیل و تکبیر گویی

سلام بر تو هنگامی که

سپاس و آمرزش جویی

سلام بر تو هنگامی که

بامداد و شام کنی

تا نزدیک شدن نیمه شعبان چیزی نمونده....

همه شهر چراغانی، همه جا جشن و شادی...

 توی هر وبلاگی که سرک می کشی پیام تبریک و تهنیت...

هر کجا و هرجا که پا میذاری ازت یک سوال می پرسند؟

منتظر واقعی یعنی چی؟واقعا منتظر واقعی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی اینکه همه کار بکنی و روز عید هم بیای جشن بگیری و بگی آقا بیا؟؟؟

یعنی اینکه هر جور دلت خواست به خواسته های آقات پشت کنی؟؟؟؟

یعنی هر جور که دلت خواست زندگی کنی؟؟؟

نمیدونم واقعا نمیدونم!!!!!!

داشتم با خودم فکر می کردم مگر نه اینکه عید ما

آن روزی است که در آن معصیت نشه....

ما در ظاهر جشن می گیریم و خوشحالیم. خوشحال از چی؟؟

از اینکه روز میلاد سرور و آقامونه؟؟ این خوبِ ولی آیا کافیه؟؟؟

آیا اینقدر منتظر بودم که روز میلادی خوشحال باشم و

 آیا واقعا نیمه شعبان من و امثال من 

می تونیم سرمون رو بالا کنیم و طلب آمدن آقا رو بخوایم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

 


 

نوشته شده توسط یه آسمونی در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت