
عزيز خدا و ولي خدا گريه كند، يعني همه آسمان و زمين و ملك
و ملكوت، دارد گريه ميكند. همه جا مضطرب ميشود، سر
انسان، بالا،پايين، آسمانها، زمين، همه گريه ميكنند. زيرا قلب
مؤمن، عرش رحمان است. وقتي يك بچه يتيم گريه ميكند،
عرش خدا ميلرزد.
حرم امام حسين(ع) گريه ميكنند و كودكان او ضجه ميزنند.
صداي آنها هنوز ميآيد و ناله زينب (س) هنوز به گوش
ميرسد. گوش باشيد- اينها راست است.
بزرگ خانه، بيشتر وحشت ميكند.
آيا ميداني وقتي قلب حضرت زينب(س) محزون شود
چه بر سر عالم ميآيد؟ تصور كنيد كه هيچ بچهاي
و هيچ خانمي گريه نكند و تشنه نشود؛
فقط خانم زينب( س) غصهدار شود. او خود همه
است. قلب همه شيعيان محزون ميشود.
او كبد و سينهاي چون اميرالمؤمنين(ع) داشت،
كه وقتي خطبه خواند، كساني كه
پيرمرد بودند و ايام گذشته را ديده بودند،
تصور كردند حضرت امير(ع) دارد خطبه ميخواند.
بعضي از آنها جمعيت را شكافتند و جلو آمدند. يكي از آنها كه
آمده بود،وقتي برگشت گفت هذه زينب بنت علي(ع) اين زينب
است كه صدا ميزند. علت داشت كه حضرت، كلام را رساند.
زيرا زنگ شترها را بسته بودند و سر و صدا راه انداخته بودند
تا صداي خانم به مردم نرسد.
وقتي مظلومان خيلي مشهور باشند ظالم ميخواهد آنها را
بپوشاند. صداي زنگ شترها و هياهو و هلهله عرب را زياد كرده
بودند تا كسي صداي خانم را كه خطبه ميخواند، نشنود. به
مرحمت خدا و با اشاره حضرت، سكوت محض شد. چگونه
ميشود شتر راه برود اما صدا نكند؟
نفس اعراب هم ساكت شد. اگر بزرگ خانهاي به اهل آن بگويد
ساكت،نفسها همه بند ميآيد. خانم زينب(س) بگويد اسكتوا
چطور؟ نفس اميرالمؤمنين(ع) بگويد ساكت؛ از تمامي زمين هم
نفس درنيايد، زياد نيست.

شما وقتي تشنه ميشويد اگر پنج دقيقه طاقت بياوريد، آخر
سر هوار ميزنيد، يا دعوا ميكنيد كه آب بياور- يا خودتان طرف
آب ميدويد. عطش كه زياد شود، اختيار آدمي را ميبرد. اين
تازه عطش ظاهري است.
اميدوارم قلبهاي ما در اين گردابها به امام حسين
(عليهالسلام) نزديك شود. كربلا تربت ميسازد و همه ابدان
شيعيان را تربت ميكند. از عطش، آب بدن خشك ميشود و
تشنه دنيا و آخرت ميشود. هم تشنه آب ظاهري ميشود و
هم تشنه معنوي. تشنگي، آب بدن را ميكشد و كم ميكند و
آن را خشك و خاك و تربت ميكند. كسي كه تشنه كربلا شد،
بدنش سرانجام تربت ميشود؛ همين بدن ظاهري،
ولو نمرده باشد.تربت را اگر به دريا بزني، خجالت ميكشد
كه طغيان كند و ساكت ميشود. اگر آن را به تب شديد چهل
درجه عرضه كني، تب فوراً ساكت ميشود و از آن بدن ميرود-
خجالت ميكشد. تربت به او ميگويد تو حرف نزن، من مال
كربلايم. به تب ميگويد من از صبح تا ظهر عاشورا طوفانها
ديدهام.تو فقط يك طوفان ديدهاي. تب خجالت ميكشد و
تا تربت امام حسين(عليهالسلام) به آن ميرسد سرش را پايين
مياندازد و ميرود. اگر به دريايي كه طغيان كرده است تربت
نشان دهي، خجالت ميكشد، سرش را پايين مياندازد و آرام
ميگيرد. همه شما، هم با عقلتان، هم با محبتتان و هم با
ولايتتان ميبينيد كه اين درست است.
اساساً وقتي كسي كه ابتلا زياد ديده است ميآيد، كسي كه
كم مصيبت ديده است، خاموش ميشود. كسي برادر و يا
عيالش مرحوم شده، ديگري بچهاش مرحوم شده است و گريه
ميكند. وقتي آن كه ابتلاي بزرگتر ديده است وارد ميشود، آن
يكي خاموش ميشود و ديگر خجالت ميكشد گريه كند. اين
خيلي ساده است. تمام ابتلائاتي كه ما در دنيا ميكشيم، با ياد
كربلا ساكت ميشود.
اميدوارم اين ابتلائات، ساكت شود سپس با خود كربلاييها
گريه كنيم- با خود امام حسين و حضرت زينب (عليهالسلام).
چقدر شيرين است؛ هر گاه آنها گريه كردند، تو هم گريه كني و
هر وقت سرور داشتند، مسرور باشي. از مصيبتهاي خود،
راحت شويم و بنشينيم. چگونه راحت شويم؟ ياد مصيبت آنها ما
را راحت ميكند، زيرا مصائب آنها زياد و تمام است.
ابتلاهاي ما كجا و ابتلائات آنها كجا؟ جاي ما كجا و جاي آنها كجا؟
اميدوارم ان شاءالله به حساب خوبان بگذاري. همه مصائب دنيا
را به حساب كربلا بگذار؛ بگو با غصه كربلا، ديگر دنيا به مصيبتش
نميارزد كه برايش غصه بخوريم و محزون شويم.
هر وقت خواستي گريه كني، براي مولايمان حسينبن علي
(عليهالسلام) گريه كن كه همه آسمان و زمين و ملكوت، وقتي
كه او بگريد و محزون باشد، براي او گريه ميكنند. در روز
عاشورا حضرت يكي دو بار گريه افتاد وبكي بكاء شديدا.
اميرالمؤمنين(عليهالسلام) در عمرش دو سه بار در ميان
جمعيت و در مساجد گريه كرده است. منتهي يك مرتبه گريه
آنها، خيلي زياد است و اگر به خاطر همان يك بار، مخلوقات و
بشر و ذرات عالم تا قيامت گريه كنند، كم است.
نوشته شده توسط یه آسمونی در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 9:9 موضوع | لینک ثابت
25 محرم سالروز شهادت
حضرت امام سجاد عليه السلام تسلیت باد.

ترنم روز و شب اشك تو پرده از چهره تزوير ايل دشنه برداشت
و سيل اشك تو، خانمان ظلم و ستم شان را ويران ساخت.
اي تو معلم ايستادگي و صبوري! پيام آور ايثار و جانفشاني!
و اين اشك غربتي است كه بر مظلوميتت از ديده عاشقان
بر مزار بي شمع و چراغت جاري است.
نوشته شده توسط یه آسمونی در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 8:57 موضوع | لینک ثابت
سخنی از امام علی (ع)

عبرت از مرگ
او را در سرزمین مردگان می گذارند،
و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند.
حشرات درون زمین پوستش را می شکافند،
و خشت و خاک گور پوستش را می پوسانند،
تندبادهای سخت آثار او را نابود می کند،
و گذشت شب و روز، نشانه های او را از میان بر می دارد.
بدن ها پس از آن همه طراوت متلاشی می گردند،
و استخوان ها پس از آن همه
سختی و مقاومت، پوسیده می شوند.
و ارواح در گرو سنگینی بار گناهانند،
و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین می کنند،
اما نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می شود
و نه از اعمال زشت می توانند توبه کنند.
حال،آیا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان
همان مردم نیستید؟؟؟؟
که بر جای پای آنها قدم گذاشته اید،
و از راهی که رفتند می روید،و روش آنها را دنبال می کنید؟
اما افسوس که دلها سخت شده، پند نمی پذیرد،
و از رشد و کمال باز مانده، و راهی که نباید برود می رود،
گویا آنها هدف پندها و اندرزها نیستند
و نجات و رستگاری را در به دست آوردن دنیا می دانند.
بدانید که باید از صراط عبور کنید،
گذرگاهی که عبور کردن از آن خطرناک است،
با لغزش های پرت کننده، و پرتگاههای وحشت زا،
و ترس های پیاپی.
نهج البلاغه
نوشته شده توسط یه آسمونی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
خورشید سرد
حاج حمید
انا مجنون الحسین علیه السلام
ساحل دل
هیئت محبان و جان نثاران امام حسن مجتبی (ع)
دولت عاشقي
عرشیان
آمده یار آمده در بگشایید
فقیر
خدا با من است
تنهاترین سردار
جوانه
ایران اسلام
با هو تا هو
اردشیر
ندای آسمان هدایت
گردان نوح
قرآن من
در كوچه باغهاي بيابان
غروب شلمچه
دوستداران و عاشقان يوسف فاطمه زهرا (س)
وظايف سالك الي الله
چهارده گوهر آسماني
صحيفه حضرت فاطمه زهرا (س)
يك بهانه
ليله القدر
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
طراح قالب
POWERED BY