خيلي وقت است که دلم از اين دنيا به ستوه آمده ...

 

خيلي وقت است كه دلم پرهايش رو بسته و در خلوتي به سر مي برد ...

 

خيلي وقت است كه ديگر حرفهايم اثري ندارد و بي هدف است ...

 

خيلي وقت است كه اين دنياي رنگارنگ مرا به كام خود كشانده است ...

 

خيلي وقت است كه ديگر دلم تنگ نمي شود ...

 

خيلي وقت است كه دلم بهانه مي گيرد ...

 

خيلي وقت است كه چشمهاي دلم  عاشقي را نمي بيند ...

 

خيلي وقت است كه دلم در حسرت ايام است ...

 

خيلي وقت است كه دلم خواب پاك شدن را مي بيند ...

 

خيلي وقت است كه دلم هواي كوي يار در سر مي پروراند ...

 

خيلي وقت است كه دلم تحمل نگاه هاي تحقيرآميز را ندارد ...

 

خيلي وقت است كه آه دلم  ديگر بي معنا و سرد شده است ...

 

خيلي وقت است كه دلم خاطراتش را به فراموشي سپرده است ...

 

خيلي وقت است كه دلم هواي پاكي به خود نديده است ...

 

خيلي وقت كه اشك هايم از براي اين دلتنگيهاست ...

            

                مهربان!

                         دلم به تنگ آمده ..........


 


 



 

نوشته شده توسط یه آسمونی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت