تبليغاتX
 پرواز تا بی نهایت
 

اعتكاف

وعده ديار يار است و ما بي قرار

از فردا شب وعده ديدار آغاز ميشه، نميدونم اسم من هم هست يا نه؟ نميدونم توي شمار ملائك من از قلم مي افتم يا نه؟ آيا به من هم كسي خوش آمد ميگه يا نه؟ آيا اصلا بين خودشون من رو هم راه مي دهند يا نه؟ تمام اين سوالها دلم رو عاصي كرده؟ عقلم رو نه، دلم رو... چون تمامش كار دل است و بس.

دلم خيلي هوايي شده ...دلم لك زده واسه يك مناجات نيمه شب... دلم لك زده واسه سحرهاي اعتكاف

دلم لك زده واسه همه دل كندن ها ..... دلم لك زده واسه صوت زيباي قاري اعتكاف .... دلم واسه مسجد و اون حوض آبيش تنگ شده....

خدايا ببين اين همه دلتنگيها واسه اومدن به ميهماني توستتتتتتتت، كمك كن خوب مهماني باشم واست..كمكم كن كه بعد از سه روز راضي باشي ازم... كمكم كن هميشه همينطور بمونم واستتتت

آمين يا رب العالمين


 

نوشته شده توسط یه آسمونی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت


ميلاد گوهر دردانه نبي (ص)

 

سالروز ميلاد نازدانه آل کسا، چشمه سار نجابت، قصيده پاکي ها، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و رهپويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
 

در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

 

او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.


 

نوشته شده توسط یه آسمونی در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 8:22 موضوع | لینک ثابت